تبليغاتX
خاطرات عشق
سه شنبه هفتم شهریور 1385
        هيچ کس ويرانيم را حس نکرد          وسعت تنهائيم را حس نکرد       

    در ميان خنده های تلخ من              گريه پنهانيم را حس نکرد           

        در هجوم لحظه های بی کسی        درد بی کس ماندنم را حس نکرد                      

      آن که با آغاز من مانوس بود        لحظه پايانيم را حس نکرد

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 4:39  توسط مهران ضیاتبار  | 

دوشنبه ششم شهریور 1385

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:46  توسط مهران ضیاتبار  | 

دوشنبه ششم شهریور 1385
 untitledgdgn.JPG

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:44  توسط مهران ضیاتبار  | 

شنبه چهارم شهریور 1385

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:57  توسط مهران ضیاتبار  | 

شنبه چهارم شهریور 1385

 

شاخه ای از گل گرچه بی گلبرگ ولی نشانی از عشق تقدیم به تو (آره با توام)

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:50  توسط مهران ضیاتبار  | 

شنبه چهارم شهریور 1385

سعي کنيد هر انچه را دوست داريد به دست اوريد وگر نه هرچه را بدست

مي اوريد بايد دوست داشته باشيد

                                                       

                                                              از دوست عزیزم عماد کریمی

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:12  توسط مهران ضیاتبار  | 

شنبه چهارم شهریور 1385
از مناجات خواجه عبدالله انصاری

 

 

الهی,  هر که را عقل دادی, پس چه ندادی! و هر که را عقل ندادی, پس چه دادی!

 

 

 

الهی, در طفلی پستی, در جوانی مستی, در پيری سستی, پس کی خداپرستی!

 

 

                                                                             


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:56  توسط مهران ضیاتبار  | 

شنبه چهارم شهریور 1385
      

                                                 ذخیره کرده وبا اندازه واقعی ببینید

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:45  توسط مهران ضیاتبار  | 

شنبه چهارم شهریور 1385

                                                               سلطان عشق   

                                                                  

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:36  توسط مهران ضیاتبار  | 

شنبه چهارم شهریور 1385

الهی :

شاد: بدانم که اول من نبودم تو بودی، آتش یافت با نور

شناخت تو آمیختیاز باغ وصال نسیم قرب تو

انگیختی،باران فردانیت بر گرد بشریت ریختی.با آتش

دوستی آب وگل بسوختی تا دیده عارف به دیدار خود

آموختی

        قسمت از مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری

        

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:19  توسط مهران ضیاتبار  | 

جمعه سوم شهریور 1385

من نمي‌گويم درين عالم

گرم پو، تابنده، هستي بخش

چون خورشيد باش

تا تواني،

پاك، روشن،

مثل باران،

مثل مرواريد باش

من نمي‌گويم درين عالم

گرم پو، تابنده، هستي بخش

چون خورشيد باش

تا تواني،

پاك، روشن،

مثل باران،

دریا دل

                                                    از دریایی که تو دل کویره

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:12  توسط مهران ضیاتبار  | 

جمعه سوم شهریور 1385

خدايا هر چه دارم از توست.

وجودم را از نور خود آفريدي و به اين ذره ناچيز اختيار انتخاب خوب و بد را دادي.

از همان روزي که تو را ديدم به من رحمت نمودي ! اما نه پيش از آن از روي رحمت مرا آفريدي

                                                     از دوست عزیزم دریا

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:1  توسط مهران ضیاتبار  | 

جمعه سوم شهریور 1385
نفرین نامه شوم

براي گفتن من شعر هم به گل مانده
نمانده عمري و صد ها سخن به دل مانده
صدا كه مرحم فرياد بود زخم مرا
به پيش درد عزيم دلم خجل مانده
ازدست عزيزان چه بگويم گله اي نيست
گرهم گله اي هست دگر حوصله اي نيست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه جز اين دست مرا مشغله اي نيست

                                                     از داریوش اقبالی

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 15:30  توسط مهران ضیاتبار  | 

جمعه سوم شهریور 1385
عشق دردناك است چون براي سعادت راه مي‌آفريند. عشق دردناك است، چون
دگرگون مي‌كند؛ عشق دگرگوني است. هر دگرگوني دردناك خواهد بود، چون كهنه
به خاطر نو ناگزير است رها شود. كهنه آشناست، ايمن، بي‌خطر؛ نو مطلقاً
ناشناخته است. شما در اقيانوسي ناشناخته در حركت خواهيد بود. با نو، شما
نمي‌توانيد از ذهن خود استفاده كنيد؛ با كهنه، ذهن استاد است. ذهن فقط با
كهنه مي‌تواند عمل كند؛ با نو، ذهن به كلي بي‌مصرف است.


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 3:24  توسط مهران ضیاتبار  | 

جمعه سوم شهریور 1385

حميد مصدق

 

درآمد :

(تو به من خنديدي

و نمي‌دانستي

من به چه دلهره از باغچه همسايه

سيب را دزديدم

باغبان از پي من تند دويد

سيب را دست تو ديد

غضب‌آلوده به من كرد نگاه

سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك

و تو رفتي و هنوز

سالها هست

كه در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تكرار كنان

ميدهد آزارم

و من انديشه كنان

غرق اين پندارم

كه چرا

خانه كوچك ما سيب نداشت ) ...


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 3:18  توسط مهران ضیاتبار  | 

جمعه سوم شهریور 1385

Upgrade your email with 1000's of cool animationsUpgrade your email with 1000's of cool animationsUpgrade your email with 1000's of cool animationsUpgrade your email with 1000's of cool animationsUpgrade your email with 1000's of cool animations

 

دوست دارم بر ترک قایقی سوار شوم

و بر روی آبها برانم تا ناکجاها

و دور شوم از این سرزمین پر از ذلت و نامهربانی

و روم به شهری که نیست غمی در آن

به سرزمین آرزوها

سرزمین آهنگها و شادیها

سرزمین مهربانی ها

و در آنجا با تو بسازم کلبه ای

و شویم ما

سرزمینی که مردم آن همیشه مهربانند

و می دانند راز دلت را

که چه می گویی و چه می خوانی

روزی خواهم رفت

و نجات خواهم یافت از سرزمین نامهربانی ها

 

Upgrade your email with 1000's of cool animationsUpgrade your email with 1000's of cool animationsUpgrade your email with 1000's of cool animationsUpgrade your email with 1000's of cool animationsUpgrade your email with 1000's of cool animations

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:56  توسط مهران ضیاتبار  | 

جمعه سوم شهریور 1385
 

خدا،انسان و عشق....
این است «امانتی» که بر دوش آدم سنگینی می کند
و این است آن«پیمانی»
 که در نخستین بامداد خلقت با خدا بستیم،
و «خلافت» او را در کویر زمین تعهد کردیم
ما برای همین هبوط کردیم،
و این چنین است که به سوی او باز می گردیم.

انسان بیش از زندگی است
آنجا که هستی پایان می یابد
او،ادامه می یابد....


دکتر علی شریعتی

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:47  توسط مهران ضیاتبار  | 

پنجشنبه دوم شهریور 1385
 

فرياد  مي زنم S.SH دوستت دارم

       

 اگر کلمه دوستت دارم قيام عليه بند هاي من وتوست اگر کلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست اگر کلمه دوستت دارم راضي کننده و تسکين دهنده قلبهاست اگر کلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر کلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست اگر کلمه دوستت دارم کليد زندان من و توست پس با تمام وجود        

فرياد  مي زنم S.SH دوستت دارم.


  

     


 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:24  توسط مهران ضیاتبار  | 

پنجشنبه دوم شهریور 1385

قسمتی از مناجات نامه دکتر شریعتی

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:11  توسط مهران ضیاتبار  | 

پنجشنبه دوم شهریور 1385

وقتي قلب عاشقم رو پيش پاي تو مي ذارم

وقتي چشمام پر اشكه وقتي قلبم بي قراره
وقتي پابه پاي ابرا چشم من بارون مي باره
وقتي مثل يه پرنده ميرم و گوشه مي گيرم
وقتي با نبودن تو توي هر لحظه مي ميرم
با يه حس عاشقونه انتظار تو رو دارم
من يه ماهي تو يه دريا تو كه نيستي بي قرارم بي قرارم

وقتي خواب تو مي بينم خواب عاشقونه ي تو
وقتي كه قطره ي اشكو مي بينم رو گونه ي تو
وقتي قلب عاشقم رو پيش پاي تو مي ذارم
وقتي كه بلور اشكو واسه تو هديه مي يارم
با يه حس عاشقونه انتظار تو رو دارم
من يه ماهي تو يه دريا تو كه نيستي بي قرارم

تو كه نيستي تو كه نيستي قلب عاشق بي قراره
آرزوي تو رو داشتن باز تو رو يادم مي ياره
تو بدون كه بي تو هرگز شب من سحر نمي شه
جز تو چشمام واسه هيچكس نمي باره تر نمي شه
هنوزم حس نيازت از تو قلب من نرفته
كاش بدوني كاش بدوني زندگي بي تو چه سخته
 

من عشق را در تو. تو را در دل . دل را درموقع تپیدن و تپیدن را به خاطر تو دوست دارم من غم را در سکوت سکوت را در شب شب را در بستر و بستر را برای اندیشیدن به تو دوست دارم. من بهار را به خاطر شکوفه هایش زندگی را به خاطر زیباییهایش و زیبایی را به خاطر تو دوست دارم من دنیا را به خاطر خدایش خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم

 

 حرف آخر دوستت دارم

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:3  توسط مهران ضیاتبار  | 

پنجشنبه دوم شهریور 1385

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:56  توسط مهران ضیاتبار  | 

پنجشنبه دوم شهریور 1385
       

بزرگترين آرزويم اين بود که کوچك ترين

 

 آرزوي تو باشم.

                                    تقديم به اولين و آخرين عشقم   M.S  

 

 

   

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:13  توسط مهران ضیاتبار  | 

پنجشنبه دوم شهریور 1385

سه کبريت روشن ميکنم

 اولي براي ديدنه چشمانت

دومي براي ديدن لبانت

 سومي براي ديدن صورتت

بعد تاريکي، تا هر چه ديده ام به ياد بياورم.


 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:56  توسط مهران ضیاتبار  | 

پنجشنبه دوم شهریور 1385

یا رب این شهر چه شهریست که صد یوسف دل را به کلافی بفروشیم و خریداری نیست

جالبه نه؟

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:47  توسط مهران ضیاتبار  | 

پنجشنبه دوم شهریور 1385

الهي تو خورشيد بشي و من زمين !! تا سالي 1 بار من دوره تو بگردم و توام سالي 365 بار دور من بگردي!!!      این رو هم برای خنده گفتم  

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:39  توسط مهران ضیاتبار  | 

پنجشنبه دوم شهریور 1385
بزارید یه داستانی براتون بگم :

يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:35  توسط مهران ضیاتبار  | 

پنجشنبه دوم شهریور 1385

خوشتر از دوران عشق ايام نيست

 

صبحگاه عاشقان را شام نيست

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:18  توسط مهران ضیاتبار  | 

example: