در ميان خنده های تلخ من گريه پنهانيم را حس نکرد
در هجوم لحظه های بی کسی درد بی کس ماندنم را حس نکرد
آن که با آغاز من مانوس بود لحظه پايانيم را حس نکرد
در ميان خنده های تلخ من گريه پنهانيم را حس نکرد
در هجوم لحظه های بی کسی درد بی کس ماندنم را حس نکرد
آن که با آغاز من مانوس بود لحظه پايانيم را حس نکرد
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 4:39  توسط مهران ضیاتبار
|
شاخه ای از گل گرچه بی گلبرگ ولی نشانی از عشق تقدیم به تو (آره با توام)
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 18:50  توسط مهران ضیاتبار
|
سعي کنيد هر انچه را دوست داريد به دست اوريد وگر نه هرچه را بدست
مي اوريد بايد دوست داشته باشيد
از دوست عزیزم عماد کریمی![]()
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 18:12  توسط مهران ضیاتبار
|
الهی, هر که را عقل دادی, پس چه ندادی! و هر که را عقل ندادی, پس چه دادی!
الهی, در طفلی پستی, در جوانی مستی, در پيری سستی, پس کی خداپرستی!
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 17:56  توسط مهران ضیاتبار
|
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 17:45  توسط مهران ضیاتبار
|
الهی :
شاد: بدانم که اول من نبودم تو بودی، آتش یافت با نور
شناخت تو آمیختیاز باغ وصال نسیم قرب تو
انگیختی،باران فردانیت بر گرد بشریت ریختی.با آتش
دوستی آب وگل بسوختی تا دیده عارف به دیدار خود
آموختی
قسمت از مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 2:19  توسط مهران ضیاتبار
|
من نميگويم درين عالم
گرم پو، تابنده، هستي بخش
چون خورشيد باش
تا تواني،
پاك، روشن،
مثل باران،
مثل مرواريد باش
من نميگويم درين عالم
گرم پو، تابنده، هستي بخش
چون خورشيد باش
تا تواني،
پاك، روشن،
مثل باران،

از دریایی که تو دل کویره
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 16:12  توسط مهران ضیاتبار
|
خدايا هر چه دارم از توست.
وجودم را از نور خود آفريدي و به اين ذره ناچيز اختيار انتخاب خوب و بد را دادي.
از همان روزي که تو را ديدم به من رحمت نمودي ! اما نه پيش از آن از روي رحمت مرا آفريدي
از دوست عزیزم دریا ![]()
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 16:1  توسط مهران ضیاتبار
|
براي گفتن من شعر هم به گل مانده
نمانده عمري و صد ها سخن به دل مانده
صدا كه مرحم فرياد بود زخم مرا
به پيش درد عزيم دلم خجل مانده
ازدست عزيزان چه بگويم گله اي نيست
گرهم گله اي هست دگر حوصله اي نيست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه جز اين دست مرا مشغله اي نيست
از داریوش اقبالی
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 15:30  توسط مهران ضیاتبار
|
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 3:24  توسط مهران ضیاتبار
|
حميد مصدق
درآمد :
(تو به من خنديدي
و نميدانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه
سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضبآلوده به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز
سالها هست
كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان
ميدهد آزارم
و من انديشه كنان
غرق اين پندارم
كه چرا
خانه كوچك ما سيب نداشت ) ...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 3:18  توسط مهران ضیاتبار
|





دوست دارم بر ترک قایقی سوار شوم
و بر روی آبها برانم تا ناکجاها
و دور شوم از این سرزمین پر از ذلت و نامهربانی
و روم به شهری که نیست غمی در آن
به سرزمین آرزوها
سرزمین آهنگها و شادیها
سرزمین مهربانی ها
و در آنجا با تو بسازم کلبه ای
و شویم ما
سرزمینی که مردم آن همیشه مهربانند
و می دانند راز دلت را
که چه می گویی و چه می خوانی
روزی خواهم رفت
و نجات خواهم یافت از سرزمین نامهربانی ها





لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 2:56  توسط مهران ضیاتبار
|
خدا،انسان و عشق....
این است «امانتی» که بر دوش آدم سنگینی می کند
و این است آن«پیمانی»
که در نخستین بامداد خلقت با خدا بستیم،
و «خلافت» او را در کویر زمین تعهد کردیم
ما برای همین هبوط کردیم،
و این چنین است که به سوی او باز می گردیم.
انسان بیش از زندگی است
آنجا که هستی پایان می یابد
او،ادامه می یابد....
دکتر علی شریعتی
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 2:47  توسط مهران ضیاتبار
|
فرياد مي زنم S.SH دوستت دارم
اگر کلمه دوستت دارم قيام عليه بند هاي من وتوست اگر کلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست اگر کلمه دوستت دارم راضي کننده و تسکين دهنده قلبهاست اگر کلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر کلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست اگر کلمه دوستت دارم کليد زندان من و توست پس با تمام وجود ![]()
فرياد مي زنم S.SH دوستت دارم.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 14:24  توسط مهران ضیاتبار
|
قسمتی از مناجات نامه دکتر شریعتی

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 14:11  توسط مهران ضیاتبار
|
وقتي قلب عاشقم رو پيش پاي تو مي ذارم
وقتي چشمام پر اشكه وقتي قلبم بي قراره
وقتي پابه پاي ابرا چشم من بارون مي باره
وقتي مثل يه پرنده ميرم و گوشه مي گيرم
وقتي با نبودن تو توي هر لحظه مي ميرم
با يه حس عاشقونه انتظار تو رو دارم
من يه ماهي تو يه دريا تو كه نيستي بي قرارم بي قرارم
وقتي خواب تو مي بينم خواب عاشقونه ي تو
وقتي كه قطره ي اشكو مي بينم رو گونه ي تو
وقتي قلب عاشقم رو پيش پاي تو مي ذارم
وقتي كه بلور اشكو واسه تو هديه مي يارم
با يه حس عاشقونه انتظار تو رو دارم
من يه ماهي تو يه دريا تو كه نيستي بي قرارم
تو كه نيستي تو كه نيستي قلب عاشق بي قراره
آرزوي تو رو داشتن باز تو رو يادم مي ياره
تو بدون كه بي تو هرگز شب من سحر نمي شه
جز تو چشمام واسه هيچكس نمي باره تر نمي شه
هنوزم حس نيازت از تو قلب من نرفته
كاش بدوني كاش بدوني زندگي بي تو چه سخته
من عشق را در تو. تو را در دل . دل را درموقع تپیدن و تپیدن را به خاطر تو دوست دارم من غم را در سکوت سکوت را در شب شب را در بستر و بستر را برای اندیشیدن به تو دوست دارم. من بهار را به خاطر شکوفه هایش زندگی را به خاطر زیباییهایش و زیبایی را به خاطر تو دوست دارم من دنیا را به خاطر خدایش خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم
حرف آخر دوستت دارم

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 14:3  توسط مهران ضیاتبار
|
بزرگترين آرزويم اين بود که کوچك ترين
آرزوي تو باشم.
تقديم به اولين و آخرين عشقم M.S

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 13:13  توسط مهران ضیاتبار
|
سه کبريت روشن ميکنم
اولي براي ديدنه چشمانت
دومي براي ديدن لبانت
سومي براي ديدن صورتت
بعد تاريکي، تا هر چه ديده ام به ياد بياورم.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 12:56  توسط مهران ضیاتبار
|
یا رب این شهر چه شهریست که صد یوسف دل را به کلافی بفروشیم و خریداری نیست
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 12:47  توسط مهران ضیاتبار
|
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 12:39  توسط مهران ضیاتبار
|
يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 12:35  توسط مهران ضیاتبار
|


لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 12:18  توسط مهران ضیاتبار
|