تبليغاتX
خاطرات عشق
جمعه هفتم مهر 1385
چند نكته كاربردي

 

در مورد يكي از شايع‌ترين بيماري‌هاي خانم‌ها، كم‌خوني فقر آهن

 

به ادامه مطلب برید


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:45  توسط مهران ضیاتبار  | 

جمعه هفتم مهر 1385

فردي کوشيد خدا را بشناسد ، به آثار و کتب مقدس مراجعه کرد ،اما هر چه بيشتر خواند بيشتر گيج مي شد .يک روز عصر مطالعه را کنار گذاشت ، به ساحل دريا رفت تا هوايي تازه استنشاق کند .


انجا پسر بچه ايي را ديد که در ماسه ها گودالي حفر کرده بود و از دريا آب بر مي داشت و به گودال مي ريخت ، با تعجب از پسر بچه پرسيد : فرزندم چه کار مي کني ؟ پسرک پاسخ داد :مي خواهم دريا را توي اين گودال بريزم ، مرد گفت : اين کار مسخره ست ، توچه طوري مي تواني درياي به اين بزرگي را در اين گودال جاي بدهي؟!


همچنان که حرفها را به پسرک مي گفت ، دريافت که خود نيز به کاري چنين احمقانه مشغول بوده است. در واقع او هم مي کوشيد که سراسر خرد لايتناهي خداوند را با ذهن کوچک انساني خويش بشناسد .





هولمن هانت تصويري را ازحضرت عيسي را نقاشي کرده است ، که در آن مسيح در باغي ايستاده است ، در يک دست فانوسي دارد و با دست ديگربر در مي کوبد ، يکي از دوستان هانت به او گفت : هولمن تو در اين نقاشي مرتکب اشتباه شده ايي ، اين در دستگيره ندارد ،هانت پاسخ داد اين اشتباه نيست ، زيرا اين در قلب بشر است که تنها مي تواند از درون باز شود .





براي حرکت به سوي خدا لازم است که برخيزيم و در را باز کنيم و بگذاريم که خدا وارد شود ، اين امر فقط زماني اتفاق مي افتد که انسان نياز به خدا را احساس کند و از اعماق قلب خويش آن را فرياد کند .....

موفق باشید

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:40  توسط مهران ضیاتبار  | 

جمعه هفتم مهر 1385
ماهیت عشق امید وارم خوشتان بیاید
*****************
این گرایش‏ همان چیزی است که گفتیم می‏توانیم نام آن را " عشق و پرستش " بگذاریم‏ و بگوییم از مقوله " عشق و پرستش " است. این مطلب یک امر بسیار محسوسی هست که در انسان زمینه چیزی وجود دارد که ما آن را " عشق " می‏نامیم. عشق ، چیزی است مافوق محبت ، محبت در حد عادی ، در هر زمینه نیز در انسان وجود دارد ، زمینه چیزی که آن را معمولا " عشق " می‏نامند.

                   برید و ادامه مطلب رو بخونید خیلی جالبه مخصوصا اگه عشقباز باشی


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:29  توسط مهران ضیاتبار  | 

چهارشنبه پنجم مهر 1385
تو
دلم گرفته دلتنگ خنده هاي توام

در اين ديار غريبه من اشناي توام

هميشه در ان كوچه هاي خاكي عشق

به انتظار طلوع دو چشم توام

طوريم نيست خورد و خميرم فقط همين

كم مانده است بي تو بميرم فقط همين

از هر چه هست و نيست گذشتم ولي هنوز

در مرز چشمهاي تو گيرم فقط همين

پرسيدم: منو بيشتر دوست داري يا زندگي رو؟

گفت:تورو

پرسيد:تو چي؟منو بيشتر دوست داري يا زندگي رو؟

گفتم:زندگي رو

قهر كرد و  رفت براي هميشه......ديگه برنگشت....

اخه نمي دونست اون همه ي زندگيم بود

معلم پرسيد عشق چند بخشه؟

يكباره دستم رو بالا و پايين آوردم و گفتم يك بخشه

ولي امروز فهميدم كه عشق سه بخشه:

عطش تورو ديدن

شوق با تو بودن

اندوه بي تو بودن

عشق فراموش كردن نيست بلكه بخشيدن است . عشق گوش دادن نيست بلكه درك كردن است.عشق ديدن نيست بلكه احساس كردن است.عشق كنار كشيدن و جا زدن نيست بلكه صبر داشتن و ادامه دادم است.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:47  توسط مهران ضیاتبار  | 

چهارشنبه پنجم مهر 1385

به كوه گفتم عشق چيست؟لرزيد

 

به ابر گفتم عشق چيست؟باريد

 

به باد گفتم عشق چيست؟وزيد

 

به پروانه گفتم عشق چيست؟ناليد

 

به گل گفتم عشق چيست؟پرپر شد

 

به انسان گفتم عشق چيست؟

 

اشك از ديدگانش جاري شد و گفت:

 

ديوانگيست

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:41  توسط مهران ضیاتبار  | 

سه شنبه چهارم مهر 1385
چشمات وقتي زيباست كه مال اشك باشه. اشك وقتي زيباست كه مال عشق باشه. عشق وقتي زيباست كه مال تو باشه. تو وقتي زيبايي كه دستت تو دست من باشه

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- ---------

اگه به من 60 ثانيه وقت بدي بگي بگو... ميگم تو 10 ثانيه اول به يادم باش و50 ثانيه رو ميدم به تو...تا تو برام حرف بزني چون تو برام مقدسي

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- ---------

ميدوني چرا وقتي گريه ميکني چشمت رو مي بندي؟
وقتي ميخواي بخندي،وقتي ميخواي کسي رو ببوسي وقتي ميخواي تو رويا بري چشمت رو مي بندي؟
چون قشنگترين چيزاي اين دنيا ديدني نيستند

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- ---------

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:54  توسط مهران ضیاتبار  | 

سه شنبه چهارم مهر 1385
تا حالا باغچه قابل حمل دیده بودی

 

                        برو به ادامه مطلب وببین


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:30  توسط مهران ضیاتبار  | 

یکشنبه دوم مهر 1385
این پست رو به خاطر دوست عزیزم گذاشتم که اون هم یه عشقباز واقعیه رضا عزیز دلم " sib k "

 

سلام به  هستي آفرينش كه تو را خلق  كرد خيلي 

 

دوستت  دارم

 

فقط و فقط برای تو سمیه عزیزم

                                                                    ازطرف رضا

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:18  توسط مهران ضیاتبار  | 

یکشنبه دوم مهر 1385
اي کاش... همچون گذشته... شانه هايت مرهم هق هق گريه هاي بي پايانم بود و سينه پاکت صندوقچه راز هاي درونم اي کاش... چادر شب دوباره بر شب گسترده مي شد وخواب همه چشم ها را برهم مي گذاشت تاهيچ کس... شاهد گريه هاي من بر شانه هاي تو نباشد

 

این هم نکته انحرافیه متن بالا هستش

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:13  توسط مهران ضیاتبار  | 

شنبه یکم مهر 1385
عکس خونه های رویایی خیلی جالبه من این عکسها رو از بچه های گروه بهترینها گرفتم

شما هم میتونید در ادامه مطلب همه رو ببینید


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:4  توسط مهران ضیاتبار  | 

شنبه یکم مهر 1385
ديويد بكام هم كتاب نوشت

 

 

به ادامه مطلب برید جالبه!


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:48  توسط مهران ضیاتبار  | 

example: