تبليغاتX
خاطرات عشق
سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385
 

ـــــــــــــــــــ*******ـــــــــــــــــــ

البته اینی که میخواو بگم ربطی به عکس نداره ولی خیلی زیباست

 

رسم بازي عشق اين بود که من بشمارم و تو قايم شوي به همان رسم هاي قديمي کودکانه (قايم باشک) هنوز نشمرده بودم که رفتي و چنان ناپيداکه براي هميشه بدنبالت سرگردان و آواره شدم لعنت به اين بازي بچه گانه لعنت

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:36  توسط مهران ضیاتبار  | 

دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385
 

 

 

به ادامه مطلب بروید خیلی جالبه


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:25  توسط مهران ضیاتبار  | 

یکشنبه بیست و سوم مهر 1385

Taraneh ha groups

 

در مورد زبان جسمانی تا حالا شنیده اید؟

                                                                            به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:59  توسط مهران ضیاتبار  | 

شنبه بیست و دوم مهر 1385
روزی مردی خواب دیدکه مرده وپس از گذشتن ازپلی به دروازه بهشت رسیده است دربان بهشت به مردگفت برای ورود به بهشت باید صد امتیاز داشته باشید کارهای خوبی راکه دردنیا انجام داده اید بگویی تا من به شما امتیاز بدهم .
 مردگفت :من باهمسرازدواج کردم و50 سال بااوبه مهربانی رفتارکردم وبه او خیانت نکردم .
فرشته گفت: این سه امتیاز
مرد گفت: من درتمام طول عمرم به خدا اعتقاد داشته ام وحتی دیگران راهم به راه راست هدایت می کردم.
فرشته گفت :این هم یک امتیاز
مرد بازادامه داد:درشهر نوانخانه ای ساختم وکودکان بی خانمان رادرآنجا جمع کردم وبه آنهاکمک کردم .
فرشته گفت :این هم دو امتیاز
مرد درحالی که گریه می کرد گفت :با این وضع من هرگزنمی توانم وارد بهشت شوم مگر اینکه خداوند لطفش را شامل من کند.
فرشته لبخندی زد وگفت : بله تنها راه ورود بشر به بهشت موهبت الهی ایست و اکنون این لطف شامل حال شما شدو اجازه ورود به بهشت برایتان صادرشد.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:21  توسط مهران ضیاتبار  | 

شنبه بیست و دوم مهر 1385
روزی مردی خواب دیدکه مرده وپس از گذشتن ازپلی به دروازه بهشت رسیده است دربان بهشت به مردگفت برای ورود به بهشت باید صد امتیاز داشته باشید کارهای خوبی راکه دردنیا انجام داده اید بگویی تا من به شما امتیاز بدهم .
 مردگفت :من باهمسرازدواج کردم و50 سال بااوبه مهربانی رفتارکردم وبه او خیانت نکردم .
فرشته گفت: این سه امتیاز
مرد گفت: من درتمام طول عمرم به خدا اعتقاد داشته ام وحتی دیگران راهم به راه راست هدایت می کردم.
فرشته گفت :این هم یک امتیاز
مرد بازادامه داد:درشهر نوانخانه ای ساختم وکودکان بی خانمان رادرآنجا جمع کردم وبه آنهاکمک کردم .
فرشته گفت :این هم دو امتیاز
مرد درحالی که گریه می کرد گفت :با این وضع من هرگزنمی توانم وارد بهشت شوم مگر اینکه خداوند لطفش را شامل من کند.
فرشته لبخندی زد وگفت : بله تنها راه ورود بشر به بهشت موهبت الهی ایست و اکنون این لطف شامل حال شما شدو اجازه ورود به بهشت برایتان صادرشد.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:19  توسط مهران ضیاتبار  | 

example: